پیشنیازهای رشد گفتار در کودک اوتیسم؛ قبل از آموزش کلام چه مهارتهایی لازم است؟
وقتی کودک اوتیسم هنوز صحبت نمیکند، بسیاری از والدین اولین سؤالشان این است که «چطور میتوانیم کلمه گفتن را به او یاد بدهیم؟». اما در بسیاری از موارد، قبل از تمرکز مستقیم بر گفتن کلمات، لازم است مهارتهای پایهای ارتباط و یادگیری بررسی و تقویت شوند.
گفتار تنها یک مهارت جداگانه نیست؛ بلکه بخشی از یک فرایند گستردهتر ارتباطی است. کودک برای اینکه بتواند از کلام به شکل هدفمند استفاده کند، باید بتواند به دیگران توجه کند، علاقه یا نیاز خود را منتقل کند، از روشهای مختلف ارتباطی استفاده کند، از دیگران تقلید کند و در فعالیتهای مشترک مشارکت داشته باشد.
بنابراین، پیش از آموزش مستقیم کلمات، بهتر است مشخص شود کودک در مهارتهای پیشکلامی در چه سطحی قرار دارد.
مهارتهای پیشکلامی چیست؟
مهارتهای پیشکلامی، مجموعهای از تواناییهایی هستند که قبل از شکلگیری گفتار کاربردی به کودک کمک میکنند تا با دیگران ارتباط برقرار کند.
این مهارتها ممکن است شامل توجه مشترک، قصد ارتباطی، تقلید، استفاده از حرکات و اشارهها، نوبتگیری، بازی و تولید صداهای هدفمند باشند.
پژوهشها نشان دادهاند که برخی از این مهارتها، بهویژه توجه مشترک، تقلید و بازی، با رشد بعدی زبان و ارتباط در کودکان اوتیسم ارتباط دارند.
قصد ارتباطی؛ کودک باید بخواهد چیزی را منتقل کند.
یکی از مهمترین پیشنیازهای ارتباط، قصد ارتباطی است.
یعنی کودک یاد بگیرد که رفتار، نگاه، اشاره، صدا، تصویر یا کلمه میتواند باعث شود فرد دیگری متوجه خواسته یا پیام او شود.
برای مثال کودک ممکن است:
دست بزرگسال را به سمت وسیله مورد علاقه ببرد.
به یک وسیله اشاره کند.
به بزرگسال نگاه کند و سپس به وسیله موردنظر نگاه کند.
صدایی تولید کند تا توجه والد را جلب کند.
تصویری را برای درخواست یک وسیله نشان دهد.
این رفتارها حتی اگر هنوز گفتاری نباشند، شکلهایی از ارتباط هستند.
هدف اولیه این نیست که کودک حتماً کلمه بگوید؛ هدف این است که ارتباط برای کودک معنا و کاربرد پیدا کند.
توجه مشترک؛ «با هم به یک چیز توجه کردن»
توجه مشترک یا Joint Attention یعنی کودک بتواند توجه خود را با فرد دیگری درباره یک شیء، فعالیت یا رویداد هماهنگ کند.
برای مثال کودک و مادر به یک حباب نگاه میکنند، کودک به حباب نگاه میکند، سپس به مادر نگاه میکند و دوباره به حباب توجه میکند.
یا کودک اسباببازی موردعلاقهاش را به والد نشان میدهد تا او نیز در تجربه کودک شریک شود.
توجه مشترک یکی از مهارتهای مهم در رشد ارتباط اجتماعی است و مطالعات مختلف ارتباط آن را با رشد زبان در کودکان اوتیسم بررسی کردهاند.
نشانههای قابل مشاهده توجه مشترک
والد یا مربی میتواند بررسی کند که آیا کودک:
به چیزی که بزرگسال نشان میدهد توجه میکند؟
جهت نگاه یا اشاره فرد مقابل را دنبال میکند؟
وسیلهای را برای نشان دادن به دیگران ارائه میدهد؟
برای جلب توجه دیگران به یک اتفاق یا وسیله تلاش میکند؟
بین فرد و شیء موردنظر توجه خود را جابهجا میکند؟
البته توجه مشترک نباید صرفاً به «تماس چشمی» تقلیل داده شود. هدف، اشتراک توجه و تجربه با فرد دیگر است، نه مجبور کردن کودک به نگاه کردن مستقیم به چشم.
تقلید؛ پایهای برای یادگیری رفتارهای جدید
کودک بسیاری از مهارتهای جدید را از طریق مشاهده و تقلید یاد میگیرد.
تقلید میتواند از حرکات ساده شروع شود:
دست زدن
ضربه زدن روی میز
بالا بردن دست
انجام یک حرکت ساده با بدن
تقلید از نحوه استفاده از یک اسباببازی
تقلید از صداها و آواهای ساده
در کودکان اوتیسم، تقلید میتواند یکی از اهداف مهم مداخلات اولیه باشد. پژوهشها نیز ارتباط تقلید با رشد زبان و ارتباط را بررسی و تأیید کردهاند.
نکته مهم این است که آموزش تقلید بهتر است از فعالیتهای ساده و لذتبخش شروع شود و بهتدریج پیچیدهتر شود.
مهارتهای درخواست کردن
قبل از اینکه کودک بتواند بسیاری از جملات را بیان کند، لازم است بتواند خواستههای خود را به شکلی قابل فهم منتقل کند.</برای مثال:
«آب میخواهم.»
ممکن است در ابتدا به شکلهای مختلف بیان شود:
بردن لیوان به سمت والد
اشاره کردن
استفاده از تصویر
استفاده از علامت یا ژست
تولید یک صدای مشخص
گفتن یک کلمه ساده
در آموزش ارتباط، استفاده از روشهای غیرکلامی به این معنا نیست که قرار است گفتار کنار گذاشته شود. ارتباط جایگزین یا افزوده، مانند تصاویر و سایر ابزارهای ارتباطی، میتواند به کودک کمک کند نیازهای خود را منتقل کند و در بسیاری از موارد مانع کار روی گفتار نیست.
استفاده از اشاره و حرکات ارتباطی
اشاره کردن، نشان دادن، دست تکان دادن، دادن وسیله به فرد دیگر و حرکات هدفمند، همگی میتوانند بخشی از ارتباط پیشکلامی باشند.
مثلاً کودک ممکن است برای نشان دادن یک ماشین اسباببازی:
ماشین را بردارد.
آن را به والد نشان دهد.
به والد نگاه کند.
صدایی تولید کند.
منتظر واکنش والد بماند.
این رفتارها به کودک یاد میدهند که ارتباط یک فرایند دوطرفه است.
نوبتگیری در تعامل
گفتوگو فقط شامل صحبت کردن نیست؛ یکی از پایههای آن، نوبتگیری است.
کودک باید بهتدریج تجربه کند که:
«من کاری انجام میدهم ←تو پاسخ میدهی ← دوباره نوبت من میشود.»
این مهارت را میتوان در بازیهای ساده تمرین کرد.
قل دادن توپ بین کودک و بزرگسال
ساختن برج با قطعات
حباببازی
ماشینبازی
بازیهای حرکتی کوتاه
گذاشتن قطعات پازل به صورت نوبتی
در این مرحله، هدف اصلی ایجاد تعامل لذتبخش و قابل پیشبینی است، نه وادار کردن کودک به صحبت کردن.
بازی هدفمند و بازی مشترک
بازی یکی از محیطهای طبیعی برای رشد ارتباط است.
کودک در بازی میتواند یاد بگیرد:
به فعالیت دیگری توجه کند.
نوبت بگیرد.
از فرد دیگری کمک بخواهد.
حرکات را تقلید کند.
وسیلهای را نشان دهد.
انتخاب کند.
درخواست کند.
یک فعالیت مشترک را ادامه دهد.
سطح بازی نیز میتواند با رشد مهارتهای شناختی و زبانی ارتباط داشته باشد و به همین دلیل بررسی بازی کودک در برنامهریزی مداخلات ارتباطی اهمیت دارد.
درک زبان؛ قبل از «گفتن»، «فهمیدن» را بررسی کنیم.
یکی از اشتباهات رایج این است که فقط گفتار کودک بررسی شود.
اما بهتر است توانایی درک زبان نیز ارزیابی شود.
برای مثال آیا کودک:
اسم خودش را میشناسد؟
دستورات ساده را متوجه میشود؟
اشیای آشنا را پیدا میکند؟
اشیای موردنظر را انتخاب میکند؟
معنی برخی کلمات روزمره را میفهمد؟
درخواستهای ساده را دنبال میکند؟
البته درک زبان و گفتار دو مهارت کاملاً یکسان نیستند و ممکن است سطح آنها در یک کودک متفاوت باشد. بنابراین ارزیابی باید چندبعدی باشد.
توجه و ماندن در فعالیت مشترک
برای یادگیری ارتباط، کودک باید بتواند برای مدتی در یک فعالیت مشترک باقی بماند.
این زمان ممکن است در ابتدا بسیار کوتاه باشد.
مثلاً کودک ابتدا فقط ۳۰ ثانیه در بازی مشترک باقی بماند و سپس بهتدریج زمان مشارکت افزایش پیدا کند.
بهتر است فعالیتها:
کوتاه باشند.
قابل پیشبینی باشند.
با علاقه کودک ارتباط داشته باشند.
فرصتهای زیادی برای ارتباط ایجاد کنند.
هدف، افزایش تدریجی مشارکت کودک است؛ نه مجبور کردن او به نشستن طولانیمدت.
نوبتپذیری و پاسخ به طرف مقابل
کودک باید کمکم متوجه شود که رفتار دیگران میتواند برای او معنایی داشته باشد.
مثلاً وقتی والد توپ را به سمت کودک میفرستد، کودک توپ را برگرداند.
یا وقتی مربی دستش را برای «بزن قدش» جلو میآورد، کودک واکنش نشان دهد.
این پاسخها پایهای برای شکلگیری تعاملهای پیچیدهتر هستند.
تولید صدا و بازی با آواها
تولید صدا نیز میتواند بخشی از مهارتهای پیشکلامی باشد.
در این مرحله میتوان به مواردی مانند:
تنوع صداهای تولیدشده
تقلید صدا
تولید صدا برای جلب توجه
تغییر شدت و آهنگ صدا
استفاده هدفمند از آواها
توجه کرد.
اگر کودک صداهایی تولید میکند، بهتر است این صداها به شکل طبیعی و در موقعیتهای معنادار وارد تعامل شوند.
آیا کودک باید همه این مهارتها را کامل یاد گرفته باشد تا آموزش گفتار شروع شود؟
خیر.
این موضوع بسیار مهم است. پیشنیاز به معنای «اول باید همه مهارتها کاملاً کامل شوند و بعد آموزش گفتار شروع شود»
نیست.
در بسیاری از کودکان میتوان همزمان روی مهارتهای ارتباطی پایه و گفتار کار کرد.
برای مثال، اگر کودک بتواند برای گرفتن حباب اشاره کند، مربی میتواند در همان موقعیت مدل کلامی کوتاهی مانند «حباب» ارائه کند.
بنابراین بهتر است برنامه درمانی بر اساس سطح رشدی، توانایی ارتباطی، علایق، نقاط قوت و نیازهای اختصاصی هر کودک تنظیم شود.
ASHA نیز بر ارزیابی و مداخله متناسب با ویژگیهای فردی کودک و بررسی حوزههایی مانند توجه مشترک، آغاز ارتباط، ژستها، بازی و زبان تأکید دارد.
اگر کودک هنوز صحبت نمیکند، از کجا شروع کنیم؟
یک مسیر ساده میتواند به این شکل باشد:
علاقه کودک ← تعامل ← توجه مشترک ← قصد ارتباطی ← اشاره/ژست/تصویر ← تقلید ← نوبتگیری ← تولید صدا ← کلمه هدفمند ← ترکیب کلمات
اما این مسیر برای همه کودکان دقیقاً یکسان نیست.
برخی کودکان ممکن است همزمان چند مهارت را داشته باشند و برخی دیگر نیاز داشته باشند ابتدا روی ارتباط غیرکلامی و مشارکت اجتماعی کار کنند.
همچنین اگر کودک در حال حاضر از تصویر، ژست یا سایر روشهای ارتباطی استفاده میکند، نباید منتظر گفتار بمانیم تا ارتباط مؤثر او شکل بگیرد.
یک چکلیست ساده برای والدین و مربیان
قبل از تمرکز جدی بر آموزش کلام، میتوان وضعیت کودک و مهارت او را در این موارد بررسی کرد و پاسخ دارد یا ندارد را برای هریک ثبت کرد:
نشان دادن علاقه یا نیاز در حال یادگیری. دارد-ندارد
درخواست کردن در حال یادگیری. دارد- ندارد
استفاده از اشاره یا ژست در حال یادگیری. دارد- ندارد
توجه مشترک در حال یادگیری. دارد- ندارد
تقلید حرکات در حال یادگیری. دارد- ندارد
تقلید صدا در حال یادگیری. دارد- ندارد
نوبتگیری در حال یادگیری. دارد- ندارد
مشارکت در بازی مشترک در حال یادگیری. دارد- ندارد
درک دستورهای ساده در حال یادگیری. دارد- ندارد
تولید آواهای هدفمند در حال یادگیریدارد-ندارد
انتخاب بین دو گزینه در حال یادگیری. دارد- ندارد
جلب توجه دیگران در حال یادگیری. دارد- ندارد
این چکلیست ابزار تشخیصی نیست و صرفاً میتواند برای مشاهده اولیه و گفتوگو با متخصص استفاده شود.
چه زمانی بهتر است ارزیابی گفتار و زبان انجام شود؟
اگر کودک در گفتار یا ارتباط اجتماعی تأخیر دارد، بهتر است ارزیابی توسط متخصص گفتار و زبان انجام شود.
ارزیابی میتواند علاوه بر تولید کلمات، مواردی مانند:
درک زبان
بیان زبان
ارتباط غیرکلامی
توجه مشترک
ژستها
قصد ارتباطی
بازی
تولید آوا
مهارتهای اجتماعی ارتباطی
را نیز در نظر بگیرد.
همچنین در کودکانی که نگرانی درباره شنوایی وجود دارد، بررسی شنوایی اهمیت دارد؛ زیرا مشکلات شنوایی نیز میتوانند بر رشد گفتار و زبان تأثیر بگذارند.
جمعبندی
رشد گفتار در کودک اوتیسم فقط به «تمرین گفتن کلمات» محدود نمیشود.
پیش از آنکه از کودک انتظار داشته باشیم کلمهای را بیان کند، بهتر است ببینیم آیا میتواند ارتباط برقرار کند، توجه خود را با فرد دیگری به اشتراک بگذارد، تقلید کند، درخواست کند، از اشاره و ژست استفاده کند، در بازی مشترک مشارکت داشته باشد و نوبت بگیرد.
این مهارتها میتوانند بستر مناسبی برای رشد ارتباط و زبان ایجاد کنند.
مهمتر از همه، هدف اصلی مداخله، ایجاد ارتباط مؤثر و معنادار برای کودک است؛ گفتار میتواند یکی از راههای ارتباط باشد، اما تنها راه آن نیست.
هر کودک اوتیسم مسیر رشدی متفاوتی دارد؛ بنابراین برنامه آموزش گفتار باید بر اساس ارزیابی فردی و با همکاری متخصصان مربوط، از جمله گفتاردرمانگر، تنظیم شود.