رفتار چالشبرانگیز چیست؟
رفتارهای چالشبرانگیز یکی از موضوعاتی هستند که ممکن است والدین و مربیان کودکان اوتیسم را نگران یا سردرگم کنند. رفتارهایی مانند گریه، جیغ زدن، پرخاشگری، فرار کردن، پرت کردن وسایل یا مقاومت در برابر انجام یک فعالیت، معمولاً بدون دلیل اتفاق نمیافتند.
در بسیاری از موارد، رفتار کودک میتواند راهی برای برقراری ارتباط، دریافت چیزی، فرار از یک موقعیت دشوار یا تنظیم شرایط درونی و حسی باشد. بنابراین، برای کمک مؤثر به کودک، بهتر است بهجای اینکه فقط بپرسیم «چطور این رفتار را متوقف کنیم؟»، ابتدا بپرسیم: «این رفتار چه پیامی دارد و چه کارکردی را دنبال میکند؟»
یکی از چارچوبهای مهم در تحلیل رفتار، بررسی چهار کارکرد اصلی رفتار است: 1. دریافت توجه یا تعامل اجتماعی، 2. دسترسی به یک چیز یا فعالیت، 3. فرار یا اجتناب از موقعیت، و 4.دریافت تحریک حسی یا خودتحریکی.
رفتار چالشبرانگیز به رفتاری گفته میشود که به دلیل شدت، تکرار یا شرایط وقوع، میتواند یادگیری، ارتباط، مشارکت اجتماعی یا ایمنی کودک و اطرافیان را تحت تأثیر قرار دهد.
برای مثال:
جیغ زدن یا گریه شدید
ضربه زدن به خود یا دیگران
پرت کردن اشیا
فرار کردن از محیط
مقاومت شدید هنگام تغییر فعالیت
انداختن خود روی زمین
تخریب وسایل
تکرار برخی رفتارها در شرایطی که عملکرد روزمره کودک را مختل میکنند.
البته هر رفتار تکراری یا متفاوتی الزاماً «رفتار مشکلزا» نیست. مهم است که رفتار را با توجه به ایمنی، میزان اختلال در زندگی روزمره و نیازهای خود کودک ارزیابی کنیم.
چرا شناخت کارکرد رفتار اهمیت دارد؟
اگر فقط ظاهر رفتار را ببینیم، ممکن است تصور کنیم همه کودکان به یک دلیل مشابه رفتار میکنند. درحالیکه یک رفتار مشابه میتواند در کودکان مختلف کارکردهای متفاوتی داشته باشد.
برای مثال، دو کودک ممکن است هنگام شروع تکلیف جیغ بزنند؛ اما:
کودک اول ممکن است با این رفتار بخواهد از انجام تکلیف فرار کند.
کودک دوم ممکن است به کمک یا توجه مربی نیاز داشته باشد.
کودک سوم ممکن است به دلیل دشواری حسی یا فشار زیاد محیط واکنش نشان دهد.
بنابراین، مداخله مؤثر باید بر اساس کارکرد رفتار طراحی شود، نه صرفاً شکل ظاهری آن.
چهار کارکرد اصلی رفتار چیست؟
در تحلیل رفتار، معمولاً چهار کارکرد اصلی برای بسیاری از رفتارها در نظر گرفته میشود.
۱. جلب توجه یا دریافت تعامل اجتماعی
گاهی کودک از یک رفتار خاص برای دریافت توجه، تعامل یا واکنش دیگران استفاده میکند.
این توجه ممکن است مثبت یا منفی باشد؛ برای مثال:
صحبت کردن با کودک
نگاه کردن به او
نزدیک شدن به کودک
آرام کردن او
تذکر دادن
درگیر شدن با رفتار او
برای مثال، ممکن است کودک زمانی که مادر با تلفن صحبت میکند شروع به جیغ زدن کند و مادر بلافاصله تلفن را کنار بگذارد و با او صحبت کند.
اگر این الگو بارها تکرار شود، کودک ممکن است بهتدریج یاد بگیرد که این رفتار میتواند باعث دریافت تعامل شود.
چه کمکی میتوان کرد؟
به کودک آموزش داده شود که توجه را به شکل مناسبتری درخواست کند؛ برای مثال:
گفتن «بیا»
استفاده از اشاره
لمس آرام دست والد
استفاده از کارت تصویری
استفاده از وسیله ارتباطی مناسب برای کودک
همچنین بهتر است توجه مثبت به درخواستهای مناسب کودک داده شود تا رفتار ارتباطی جایگزین تقویت شود.
۲. دسترسی به چیزی یا انجام یک فعالیت
گاهی رفتار چالشبرانگیز برای دسترسی به یک وسیله، خوراکی، بازی، فعالیت یا خواسته خاص رخ میدهد.
برای مثال، کودک اسباببازی خاصی را میخواهد اما نمیتواند درخواست خود را بیان کند و شروع به گریه یا پرت کردن وسایل میکند.
در چنین شرایطی ممکن است رفتار، جایگزینی برای یک مهارت ارتباطی باشد که کودک هنوز بهطور مؤثر یاد نگرفته است.
چه کمکی میتوان کرد؟
یکی از مهمترین اقدامات، آموزش درخواست کردن است.
کودک میتواند متناسب با توانایی خود یاد بگیرد:
اسم وسیله را بگوید.
به وسیله اشاره کند.
از ژست استفاده کند.
تصویر وسیله را نشان دهد.
از سیستم ارتباطی جایگزین یا افزوده استفاده کند.
هدف این نیست که کودک را به دلیل ناتوانی ارتباطی تنبیه کنیم؛ بلکه باید به او راه مؤثرتری برای بیان خواستهها آموزش دهیم.
۳. فرار یا اجتناب از یک موقعیت
یکی دیگر از کارکردهای مهم رفتار، تلاش برای فرار از یک موقعیت دشوار یا ناخوشایند است.
برای مثال ممکن است کودک هنگام:
شروع تکلیف
رفتن به کلاس
انجام فعالیتی که برایش دشوار است
تغییر فعالیت
نشستن طولانیمدت
انجام یک کار جدید
رفتار چالشبرانگیزی نشان دهد.
اگر بعد از رفتار، فعالیت بلافاصله متوقف شود، ممکن است کودک یاد بگیرد که این رفتار باعث حذف یا تأخیر فعالیت میشود.
چه کمکی میتوان کرد؟
ابتدا باید بررسی کنیم آیا فعالیت برای کودک بیش از حد دشوار، طولانی یا نامفهوم است یا خیر.
سپس میتوان از راهکارهایی مانند:
کوتاهتر کردن فعالیت
تقسیم تکلیف به مراحل کوچکتر
استفاده از برنامه تصویری
استفاده از «اول ـ بعد»
ارائه انتخاب محدود
آموزش درخواست استراحت
تقویت مشارکت در فعالیت
استفاده کرد.
برای مثال، به جای اینکه کودک مجبور باشد یک فعالیت طولانی را یکباره انجام دهد، میتوان فعالیت را به چند بخش کوتاه تقسیم کرد و بین آنها فرصت استراحت مناسبی در نظر گرفت.
۴. دریافت تحریک حسی یا خودتحریکی
برخی رفتارها ممکن است به کودک کمک کنند تا نوع خاصی از تحریک حسی را دریافت کند یا شرایط حسی خود را تنظیم کند.
برای مثال، کودک ممکن است به دنبال:
حرکت
فشار عمقی
صدا
لمس
دیدن حرکتهای خاص
پریدن
چرخیدن
باشد.
در این شرایط، رفتار ممکن است برای کودک نوعی پیامد حسی داشته باشد.
البته نباید هر رفتار تکراری را صرفاً «حسی» در نظر گرفت. برای مشخص کردن کارکرد رفتار باید الگوی وقوع رفتار و شرایط قبل و بعد از آن بررسی شود.
چه کمکی میتوان کرد؟
اگر نیاز حسی کودک شناسایی شود، میتوان با همکاری متخصصان مربوطه، فعالیتهای مناسب و ایمن را در برنامه روزانه کودک قرار داد.
برای مثال، بسته به نیاز کودک ممکن است فعالیتهای حرکتی، بازیهای مناسب حسی یا وقفههای حرکتی در برنامه آموزشی او گنجانده شوند.
نکته مهم این است که هدف، حذف تمام رفتارهای تکراری کودک نیست؛ بلکه باید بررسی شود آیا رفتار برای کودک یا اطرافیان مشکلساز است و آیا میتوان راهی مناسبتر و ایمنتر برای برآورده کردن نیاز او ایجاد کرد.
چگونه کارکرد رفتار را پیدا کنیم؟
برای شناخت کارکرد رفتار، صرفاً توجه به خود رفتار کافی نیست. یکی از روشهای ساده، بررسی سه بخش اصلی موقعیت است:
1. قبل از رفتار چه اتفاقی افتاد؟
به این بخش «پیشایند» گفته میشود.
مثلاً:
تکلیف شروع شد.
اسباببازی از کودک گرفته شد.
مادر مشغول صحبت با فرد دیگری شد.
فعالیت مورد علاقه کودک تمام شد.
محیط شلوغ شد.
2. خود رفتار دقیقاً چه بود؟
رفتار باید تا حد امکان دقیق و قابل مشاهده توصیف شود.
به جای اینکه بگوییم:
«کودک بدرفتاری کرد.»
بهتر است بگوییم:
«کودک فریاد زد، مداد را روی زمین انداخت و از میز دور شد.»
3. بعد از رفتار چه اتفاقی افتاد؟
این بخش اهمیت زیادی دارد.
برای مثال:
فعالیت متوقف شد.
مربی به کودک نزدیک شد.
کودک اسباببازی موردنظر را دریافت کرد.
کودک از محیط خارج شد.
والد شروع به صحبت با کودک کرد.
بررسی مکرر این الگو میتواند به متخصص کمک کند فرضیهای درباره کارکرد رفتار ایجاد کند.
یک مثال ساده از تحلیل رفتار
فرض کنید کودکی هر بار که زمان انجام تکلیف فرا میرسد، شروع به گریه میکند و از میز دور میشود. در ادامه، مربی تکلیف را متوقف میکند.
اگر این اتفاق بارها تکرار شود، میتوان این فرضیه را مطرح کرد که رفتار ممکن است با اجتناب یا فرار از تکلیف مرتبط باشد.
در این شرایط، راهکار مناسب صرفاً این نیست که کودک را مجبور کنیم گریه نکند. بهتر است بررسی کنیم:
آیا تکلیف متناسب با سطح توانایی کودک است؟
آیا دستورها برای او قابل فهم هستند؟
آیا فعالیت بیش از حد طولانی است؟
آیا کودک میتواند درخواست کمک کند؟
آیا میتواند درخواست استراحت کند؟
آیا میتوان تکلیف را به بخشهای کوچکتر تقسیم کرد؟
سپس میتوان مهارتهای جایگزین را آموزش داد.
رفتار جایگزین چیست؟
رفتار جایگزین، مهارتی مناسبتر است که بتواند همان نیاز یا کارکرد رفتار قبلی را با روش مناسبتری تأمین کند.
| مهارت جایگزین | احتمال کارکرد | رفتار چالش برانگیز |
| درخواست با کلام، اشاره یا تصویر | دسترسی به وسیله | جیغ زدن برای گرفتن وسیله |
| درخواست استراحت یا کمک |
فرار از فعالیت |
ترک کردن میز هنگام تکلیف |
| استفاده از فعالیت حرکتی مناسب و برنامهریزی شده | نیاز حسی/ حرکتی | رفتار حرکتی نامناسب در کلاس |
| درخواست توجه به شکل مناسب | دریافت توجه | رفتار برای جلب توجه |
البته این جدول فقط یک مثال آموزشی است و نمیتوان بدون بررسی شرایط کودک، کارکرد رفتار را قطعی دانست.
اشتباهات رایج در برخورد با رفتارهای چالشبرانگیز
* فقط روی توقف رفتار تمرکز کردن
هدف مداخله نباید صرفاً این باشد که کودک دیگر جیغ نزند یا رفتار خاصی را نشان ندهد. باید مشخص شود کودک چه مهارتی را میتواند به جای آن رفتار یاد بگیرد.
* نادیده گرفتن توانایی ارتباطی کودک
گاهی رفتار چالشبرانگیز، نشانه این است که کودک نمیتواند نیاز خود را به روش مؤثر دیگری بیان کند.
*فرض کردن یک علت ثابت برای همه رفتارها
یک رفتار مشابه در دو کودک میتواند کارکرد متفاوتی داشته باشد.
*توجه نکردن به شرایط محیطی
محیط شلوغ، تغییر ناگهانی برنامه، دشواری فعالیت، خستگی یا ارتباط نامناسب با کودک میتوانند در بروز رفتار نقش داشته باشند.
*استفاده از تنبیه بدون شناخت علت رفتار
تنبیه بهتنهایی مهارت ارتباطی یا تنظیم هیجانی موردنیاز کودک را ایجاد نمیکند. در بسیاری از موارد، آموزش مهارت جایگزین و اصلاح شرایط محیطی اهمیت بیشتری دارد.
نقش والدین و مربیان چیست؟
والدین و مربیان میتوانند با ثبت الگوی رفتار به متخصص کمک زیادی کنند. بهتر است به جای نوشتن عباراتی مانند «امروز خیلی بدرفتاری کرد»، اطلاعات مشخصتری ثبت شود:
چه زمانی؟ ←قبل از رفتار چه اتفاقی افتاد؟←کودک دقیقاً چه کرد؟← بعد از رفتار چه اتفاقی افتاد؟
این اطلاعات میتواند در شناسایی الگوهای رفتاری و طراحی مداخله مناسب بسیار مفید باشد.
چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
اگر رفتارهای چالشبرانگیز:
شدید یا مکرر هستند،
یادگیری و حضور کودک در فعالیتها را مختل میکنند،
باعث آسیب به کودک یا دیگران میشوند،
در محیطهای مختلف اتفاق میافتند،
بهطور ناگهانی افزایش پیدا کردهاند،
یا والدین و مربیان نمیتوانند علت آنها را شناسایی کنند،
بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.
متخصص میتواند با بررسی شرایط کودک، محیط، مهارتهای ارتباطی، نیازهای حسی، الگوهای رفتاری و پیامدهای رفتار، به شناسایی کارکرد احتمالی و طراحی برنامه مداخله کمک کند.
جمعبندی
رفتارهای چالشبرانگیز در کودکان اوتیسم معمولاً اتفاقی و بدون زمینه نیستند. بسیاری از این رفتارها میتوانند نوعی ارتباط یا تلاش برای تغییر شرایط باشند.
چهار کارکرد اصلی که در تحلیل رفتار مورد توجه قرار میگیرند عبارتاند از:
دریافت توجه یا تعامل اجتماعی
دسترسی به یک وسیله، فعالیت یا خواسته
فرار یا اجتناب از یک موقعیت
دریافت تحریک حسی یا خودتحریکی
شناخت کارکرد رفتار به والدین و متخصصان کمک میکند به جای تمرکز صرف بر حذف رفتار، علت آن را بهتر درک کنند و مهارت جایگزین و مناسبتری به کودک آموزش دهند.
در برخورد با رفتارهای چالشبرانگیز، یک سؤال مهم این است:
«کودک با این رفتار چه چیزی را میخواهد بگوید یا به چه چیزی دست پیدا کند؟»
گاهی پاسخ همین سؤال، نقطه شروع یک مداخله مؤثرتر و حمایتکنندهتر است.